رد شدن به محتوای اصلی

شکلی از همه خاکستری ها




روی دیوار خانه مان
روی دیوار خانه تان

اضطراب کدام مهتاب لابلای عشوه های حوض چشمان دلبری 
چه سرگشته این شاعر شب های سراغی از باغچه های عاشقی

سیب این پائیز را بو کشیده ای ؟
دیوانه ات کرده بوی سیب این پائیز ؟
این پائیز ، همین پائیز !

فرصت چیزی داشتی شبیه سیبی یا .... 
همان سیب را ؟ 

دیوار به دیوار 
سر کار گذاشته ای مهتاب و دلبر و پائیز و همه و همه را 

برف هنوز می بارد و تو ... !


همه ی شهر عطر سیب را پاشیده روی دیوار خانه تان
روی دیوار خانه مان
روی همه خاکستری هایی که منتهی می شوند
به فصلی از سرگشتی 
و تو ؟
کجایی دیوانه ؟

 آبروی سیب را دادی به نسیم

 دیگر انتهای یاقوت است
نه برف ، نه نسیم ،
نه سیب و نه احمد ،
نه درویش و نه هنر
کسی ازجزئیات پائیز ، چیزی برای حیرانی تو ندارد 

دستان تو خالی ست
تو همه ی سیب را مفت باختی 


jun 2011

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

تا بزانی نیشتمانی ئارەزووکانت لەکوێیە زوو وەرە زۆر دەترسێم کاولی کا یەکی تر.. نیشتمانی تۆ دڵی دێوانە و روسوای مەیە..

ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش ﻛﻨﺪ پیراهنی از برگ گل از بهر یارم دوختم از بس لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند پروانه امشب پر نزن اندر حریم یار من ترسم صدای شه پرت قدری دل آزارش کند فریدون مشیری

شبیه نفس برای نمردن ، آب برای بودن و ... تو برای ماندن

میبریم به پیچیدگی خودت بیراهه ای ساده و پر منگ گرگ و میشی که فقط خودت ایستاده ای و مهی سنگین و هوائی نه سرد و نه انکاری ------------------ وهم روزنه ای که از نه توی پیچ اندر پیچ انگشتانت به صراحت سیب اشاره میرود و ناگهان به هیجان وحشتناک لبهایت میرسم که رویداد بی پایان بوسه های بی حجابست که همه نه عشقند و نه باستان دیرآمد دیداری که به موازات دلدادگی به اصالت عشوه گری نقبی زده باشند ناگهان اندوهناک و گوارا چیزی آغاز میشود از وصال از جسارت از سنگینی بازنگشتن از هر چیز سختی که مسیر پروانه ها را عوض میکند --------------------- به آرامی برف میبارد و من و تو به لیاقت زمستان روبان های رنگی آویخته ایم --------------------- ببین ! همه اندام مرا تبی داغ فرا گرفته در رسوائی انگشتانت استحاله ام کن یا لبانت را از روی شعرهایم بردار Apr 2009